پسر عبدالباسط پس از فوت پدر، چند بار پدر را در عالم خواب دید.
عبدالباسط خطاب به پسر گفت:
نگران من نباش، قرآن مرا از رفتن به جهنم حفظ کرد. ولی برای عبور
از پل صراط تا به بهشت برسم، مرا در آستانه پل صراط متوقف کرده اند
و می گویند نیاز به ولایت امیرمؤمنان علی (ع) دارد ، از تو پسرم
می خواهم که به نجف اشرف سفر کنی، به محضر مراجع و علما برو،
از آن ها بخواه که تذکره عبور از پل صراط از مولی علی (ع) برایم بگیرند،
که همان تذکره ولایت است.»
پسر عبدالباسط به این دستور عمل کرده، و به نجف اشرف مسافرت
نموده و به زیارت مرقد منور امام علی (ع) ره سپار می گردد و پس
از توسل، به محضر مراجع وقت رفته و ماجرای خوابش را تعریف نموده
و از آن ها می خواهد تا این تذکره را از امیرمؤمنان علی (ع) بگیرند،
و به قولی همین پسر عبدالباسط در پی خوابی که می بیند در زمره ی
محبیت اهل البیت قرار گرفته و شیعه می شود.
منابع:
1- محمدی اشتهاردی، محمد. سیری در سیرت پیشوایان، قم: موعود اسلام، 1384.
2- روزنامه کیهان،
مورخه 11/10/1379، ص6؛ به نقل از خطیب معروف قم سید عادل علوی
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مرداد ۱۳۹۵ساعت 19:10  توسط ثنا |
